على اصغر ظهيرى
75
قصص الحسين (ع) (فارسى)
حضرت با صداى بلند فرمود : شما را به خدا آيا مرا مىشناسيد ؟ گفتند : آرى تو فرزند رسول خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله ) هستى . فرمود : شما را به خدا ، آيا مىدانيد كه مادرم فاطمه دختر محمد است ؟ گفتند : آرى . فرمود : شما را به خدا ، آيا مىدانيد جدّهام خديجه ( سلام اللَّه عليها ) دختر خويلد ، نخستين بانويى است كه به اسلام گرويد ؟ گفتند : آرى . فرمود : شما را به خدا ، آيا مىدانيد كه جعفر كه در بهشت است عموى من است ؟ گفتند : آرى فرمود : شما را به خدا مىدانيد شمشيرى كه به همراه دارم ، شمشير رسول خدا ( صلّىاللَّه عليه وآله ) است ؟ گفتند : آرى . فرمود : شما را به خدا آيا مىدانيد كه اين عمامهاى كه به سر دارم عمامه رسول خدا ( صلّىاللَّه عليه وآله ) است ؟ گفتند : آرى . فرمود : شما را به خدا آيا مىدانيد كه على عليه السل پدرم نخستين مردى بود كه به اسلام گرويد و در علم و حلم از همه مسلمين